خانه / آرشیو / دوره دوم (1395) / با نویسنده هایمان در یک سالگی مجله

با نویسنده هایمان در یک سالگی مجله

در اولین سالگرد مجله ی کتابدار ۲.۰ به سراغ دوستان نویسنده مان رفتیم و دوست داشتیم بدانیم در این یکسال همراهی و با هم بودن چه خبر بوده است.

بدین منظور حول ۵ سوال مشخص از نویسندگان عزیز مجله خواستیم کمی برایمان از این مدت همکاری و تجربیاتشان بگویند.

سوالاتی که از دوستان پرسیدیم :

  1. از چه تاریخی به مجله پیوستید؟
  2. نحوه شروع همکاری شما با مجله چگونه بوده است و اینکه آیا خاطره ای در این خصوص دارید؟
  3. کار کردن با دوستان حاضر در مجله برای شما چگونه بوده است و چه دستاوردهایی به دنبال داشته است؟
  4. از نظر شما “کتابدار ۲.۰” چه اشکالاتی دارد؟
  5. و در نهایت خاطره ای اگر در این مدت همکاری با ۲.۰ دارید بفرمایید.

معصومه انصاری

دانش‌آموختۀ کارشناسی کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی و دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شهید بهشتی – کارشناس علم سنجی دانشگاه علوم پزشکی کردستان

  • به گمانم از روزی که در گروه کتابداران ۲.۰ اطلاعیه تشکیل و شروع به فعالیتش درج شد.
  • با دیدن اطلاعیه درج شده در گروه کتابداران ۲.۰
  • خیلی جذاب و گاهی دشوار، سعادت آشنایی با دوستان و اساتید خوب و یادگیری چیزهای جدید از اونها رو داشتم. اما شب زنده داری های اصلاح و درج مقاله و ویراست ها هم برای خودش عالمی داره.
  • اشکالشششش, به نظرم کم کم, افزایش تعداد مقالات هر شماره باعث بشه مخاطب از مجله و مطالعه اون جا بمونه. اما در مجموع بسیار پویا و دوست داشتنی است, به نظرم بستری برای یادگرفتن و یاد دادن است.
  • خاطرات بسیارند. از نتایجی که حاصل هم افزایی اطلاعات و پیشنهادهای دوستان بود تا بحث هایی که در راستای پیش برد اهداف مجله و جهت ارتقای کار گروهی پیش می آمدند.

فرزانه بهارلو

دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات آرشیوی دانشگاه الزهرا ، سردبیرنشریه آرشیو دانشگاه الزهرا ، عضو انجمن علم اطلاعات ودانش شناسی دانشگاه الزهرا ، عضو انجمن علمی کتابداری واطلاع رسانی ایران ، کتابدار کتابخانه دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا

  • از اردیبهشت ماه به اعضای مجله اضافه شدمFarzaneBaharloo-lib2mag
  • از قبل خیلی دوست داشتم بنویسم برای مجله ولی همتم نمی شد چون مشغله زیاد داشتم ولی به پیشنهاد خانم عبدی دوست عزیزم به اعضای مجله اضافه شدم
  • مهمترین دستاوردم نظمی است که در بقیه کارهام ایجاد شده و اینکه این همکاری گسترده، دقیقا پیوندهای علم اطلاعات رو تداعی میکنه که بسیار جالب وهیجان انگیزه
  • البته ایراد که نداره، ولی خوب می شد که گرافیک کاررو بالاتر ببریم.
  • بهترین خاطره ام پیداکردن دوستای خوب و همکارای عزیزم تو این رشته اس. و اینکه باعث شد تا من یه صفحه آرای خوب واسه نشریه آرشیو پیداکردم. والبته اینکه تونستم در راه اندازی سایت کتابخانه حرم امام حسین همکاری داشته باشم.
  • ویک خاطره دیگه اینکه توی نمایشگاه کتاب جلوی غرفه ای وایساده بودم یکی از مسئولان غرفه گفت این همون خانم بهارلو که واسه نشریه کتابدار۲ مینویسه واقعا محبوبیت مجله رو حس کردم

سمیه پروینSomayeParvin-lib2mag

دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز – کارشناس پژوهش و کارشناس کمیته تحقیقات دانشجویی دانشکده علوم پزشکی بهبهان – استاد مدعو دانشکده علوم پزشکی بهبهان

  • فروردین ۹۵
  • در مورد مجله با مهندس صحبت می‌کردم و به خاطر انتشار مطالب مفیدشون ازشون تشکر کردم. مهندس ازم دعوت کردن به تیم نویسندگان مجله ملحق بشم. هم اینکه همکاری با مهندس باعث افتخار بود برام و هم اینکه از رویکرد مهارتی مجله خوشم میومد، منم این دعوت رو پذیرفتم.
  • اول اینکه دوستان خیلی خوبی پیدا کردم که همه متخصص هستند و دوم اینکه از به اشتراک‌گذاری دانش این افراد متخصص خیلی اطلاعات تخصصی و مهارتی بدست آوردم.
  • مجله به طور کلی خیلی عالیه. تنها مسئله‌ای که به ذهنم میاد تنوع خیلی زیاد موضوعات مجله است. شاید این حسن مجله باشد ولی باعث میشه کمی از تخصص گرایی دور بشه.
  • ارتباط اعضای تیم بیشتر به صورت مجازی هست برا همینم خاطره خاصی ندارم. جز دیدن مهندس به صورت حضوری در یکی از کارگاه‌های ایشون در دانشگاه علوم پزشکی اهواز که باعث افتخار بود.

فاطمه ترابی

دانشجوی کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی ایران

  • اولا یه سلام گرم به بچه های خوب مجله کتابدار ۲.۰
  • من از زمانی که مجله استارت خورد یعنی مهر ماه سال ۹۴افتخار همکاری با دوستان ۲.۰رو دارم .
    اون زمان من دانشجوی ترم سه کتابداری پزشکی بودم و خیلی با رشته خودم آشنا نبودم ولی از طریق آقای روشنی دوست و هم رشته ای خوبم با مهندس و دوستان مجله آشنا شدم .
  • توی این یکسالی که از کار مجله میگذره من برای تمامی شماره های مجله مطلب ارسال کردم ن خیلی تخصصی ولی هر کاری ک توان انجامش داشتم انجام دادم هدفم از این کار معرفی رشته به هر زبانی بوده که توان داشتم و کار گروهی.چیزی که به دلایل متعدد توی کشور ما بسیار کم رنگ شده.
    همکاری با مجله قطعا دستاوردهای مهمی برای بنده داشته از جمله آشنایی باکتابدارها و دوستانی ک حتی کتابدار نیستن ولی کتاب دوست هستن .علاوه بر این طعم کار تیمی چشیدم و اینکه بتونم از توان و مهارت و فن و دانش دوستان بهره ببرم.خلاصه کار با بچه های دوست داشتنی ۲.۰برای من بسیار ارزنده بوده و سعی می کنم در کنار این دوستان فعالیت های خودم ادامه بدم تا ان شاءالله به مقاطع بالاتری برسم و بتونم تخصصی تر عمل کنم.
    با اینکه یکساله که از کار مجله میگذره ولی مجله خیلی قوی عمل کرده و شاید بهتره بگم خیلی تخصصی بوده و البته قابل فهم برای عموم کتابدارها.مجله بستری شد برای هم دلی و هم کاری و من بسیار خرسندم از بودن در کنار دوستانی که بی توقع و برای حفظ واژه کتابدار در فرهنگ لغت دانش و اطلاعات گام های آرام و پر معنا بر میدارن.
    به امید موفقیت های بیش از پیش.

پری حسین زاده

فارغ التحصیل کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی،گرایش مدیریت اطلاعات، نماینده بیمه های زندگی پاسارگاد علاقمندی ها; وب ۲, گارگروهی, پژوهش, وب معنایی, شرکت درانجمن ها, نقشه دانشPariHosseinzadeh-lib2mag

  • اولین بار تو شبکه لینکدین با مهندس حیدری آشنا شدم تو دلم گفتم عجب رزومه پرباری. ماشالله به این همه فعالیت، و پشتکار . یکم هم غبطه خوردم گفتم چه آدم باسوادی، خوش به حالش. بعدها من یک مقاله تو لینکدین به اشتراک گذاشتم و مهندس حیدری ازم دعوت کردند باهاشون همکاری کنم ولی خیلی جدی نگرفتم تا اینکه تو همایش هشتم ادکا دیدم دوستان خیلی مهندس مهندس میکنن، کنجکاو شدم ببینم مهندس کیه ، هنوز نمی­دونستم همون مهندس حیدری لینکدین هستند تا اینکه خانم مریم انصاری دوست خوبم منو با ایشون آشنا کردند و منم تمایلم را برای همکاری با مجله و کلا تیم مهندس اعلام کردم. از آن زمان منم به عنوان یکی از بچه­ های هیئت تحریریه همکاریمو با کتابدار ۲.۰ شروع کردم. ولی چندماهی تاخیر داشتم و الان تقریبا یک سالی میشه که با مجله به طور جدی همکاری می­ کنم.
  • متاسفانه دوستان همکار تو مجله رو نمی ­شناسم جز خانم سمیه مردمی که از دوستان خوبم تو دوران تحصیل بودند و خانم مریم عبدالله زاده که ایشون نیز همکلاسی بنده تو دوره کارشناسی ارشد بودند.
  • دستاورد مجله برای من آشنایی بیشتر با محیط وردپرس و تجربه شیرین در تولید محتوا و مهمتر از همه دور نشدن از حوزه تخصصی خودم و کلا کسب تجربه در نوشتن است.
  • خاطره خاصی ندارم جز اینکه در ابتدا خیلی ناشیانه عمل می­کردم و خانم الهام رضوانی با دقت و حوصله زیاد اشتباهات رو گوشزد می­ کردند. همین جا از محبت­ های بی­ دریغ و صبر و حوصلشون کمال تشکر را دارم.

روناک حمزه ای

دانش‌آموخته ی کارشناسی کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی همدان- دانشجوی RonakHamzehei-lib2magکارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شهید بهشتی

  • من چند شماره از مجله رو خونده بودم و خیلی مشتاق بودم که همکاری داشته باشم تا اینکه ویژه نامه ی نوروز رو خوندم و عزمم رو جزم کردم که برای شماره ی بعدی من هم مطلبی رو آماده کنم، بعد طی مکاتباتی که با جناب مهندس و خانم رضوانی داشتم اولین مطلبم منتشر شد.
  • کار کردن با بچه های کتابدار ۲.۰ واقعا فوق العاده و دلنشینه علی الخصوص گروه ترجمه، خداروشکر خیلی چیزا من از بچه ها یاد گرفتم.
    اگه بشه و مجله به صورت چاپی هم منتشر بشه به نظرم عالی تر میشه. 
    خاطره ی خاصی یادم نمیاد.
    سپاس فراوان

میثم داستانی

کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی، معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی گنابادMeysamDastani-lib2mag

  • از اولش و بعد اولین فراخوان که در گروه کتابدار۲ منتشر شد.
  • فراخوان که منتشر شد اعلام آمادگی کردم طولی نکشید که تو خصوصی بهم پیام دادن و لینک هیات تحریریه رو برام فرستادن، یعنی تا یه حرفی تو گروه زده میشه سریع پیام میاد که سریعتر عملیش کنیم در اینجا حرف مساوی عمل هست
  • مطمئنا کار کردن با بچه هایی که علاقه مند به یادگیری و انتشار علم هستند باعث انگیزه برا من هست که بتونم پا به پای بقیه در جهت اهداف مجله حرکت کنم، واین نکته حائز اهمیت هست که بچه های کتابدار ۲.۰ هر کدوم در حوزه تخصصی خودشون نخبه هستند نمونش هم قبولی بچه ها در آزمون ارشد و دربهترین دانشگاهها
  • روند ارسال مقاله و ارجاع اون به سردبیر یه اشکالاتی داره ولی در کل مشکل خاصی نیس
  • در کنار دوستان هیات تحریریه و آشنایی باهاشون همش خاطره است و در گروه مجازیمون مثل محیط های همکاری واقعی بعضی وقت ها موضوعات و بحثای جنجالی هم مطرح میشه که به نوبه خودش جالبه – بنده خدا مدیر و دبیر اجرایی خیلی سعی کردن که در ابتدا فقط مطالب مجله تو گروه مطرح بشه ولی کم کم باهاش کنار اومدن، خیلی که بحثا چالشی میشه فقط پیاما رو پاک می کنن.

فیروزه دوخانی

دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

  • بنده ابتدا از طریق آقای رمضانی درگروه librarian2.0 عضو شدم . و از بدو ورود تشکیل مجله در جریان بودم .FiroozehDokhani-lib2mag
  • یادم هست یک روز آقای حیدری در گروه پیشنهاد تشکیل مجله رو دادن و ما همگی به اتفاق پذیرفتیم . البته ابتدا سبک و سیاق شروع کمی با اکنون فرق داشت ولی هر روز به کمک دوستان و تلاش های مهندس حیدری و شما عزیزان اشکالات برطرف شد و توانستیم هر چه بیشتر و بهتر به سمت بهترین شدن گام برداریم.
  • بنده با وجود مشغله درسی که دارم ، از این که در کنار این جمع فرهیخته قرار گرفته ام بسیار خوشحالم . و بسیار هم آموخته ام به خصوص در زمینه های فناوری های اطلاعات . و از دوستان راهنمایی های فراوان گرفته ام. جناب مهندس همانطور که من قبلا هم در گروه اشاره کردم به گردن بنده حق معلمی دارند. انشالله که هر جا هستند سلامت باشند.
  • به حق از مجله نمی توانم ایراد و اشکالی بگیرم . واقعا دوستان با تمام توانشان زحمت می کشند و برای بهتر بودن گام بر میدارند. ما همگی تلاش می کنیم خوب باشیم .
  • خاطرات خاصی از این گروه ندارم . فقط این که از آن جایی که هم اکنون بنده بخش معرفی افراد شاخص در حوزه آلتمتریکس را انجام می دهم . و پیش از بارگذاری مطالب در مجله با خود شخص گفت و گو میکردم . یک بار که لینک مجله را برای Jason priem بنیانگذار ایمپکت استوری فرستادم . ایشان بلافاصله به من ایمیل دادن که : من که نمی توانم متن مجله شما را بخوانم ولی ساختار مجله شما بسیار عالی و خوب طراحی شده است .ناگفته نماند که این مهم به واسطه تلاش شما عزیزان حاصل شده است . بنده هم با تمام مشغله های درسی و فکری برای هر شماره تا کنون سعی کردم مطلب داشته باشم. البته می دانم خیلی پر کار نبودم .امیدوارم در آینده بتوانم بیشتر در کنار شما عزیزان باشم. این جمله را از ته دل می گویم که : من برای مجله کاری نکردم ولی مجله برای من بسیار پربار و آموزنده بوده و نقش کلاس درس را تاکنون برایم داشته است . برای همه دست اندرکاران مجله آرزوی سلامتی و بهروزی دارم. برقرار باشید.

میلاد روشنی

دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه شاهد تهران – علاقه مند به فعالیت های کتاب و کتابداری – سابقه در همایش های علمی و تشکل های علمی دانشجویی

  • من از اوایل مهر ۹۴ با بچه ها و مجله ۲.۰ آشنا شدم . خیلی دوست داشتم عضو هیات تحریریه باشم اما قسمت این بود که از شماره ۳ یا ۴ بتونم برای مجله مطلب بنویسم و خیلی هم خوشحال. تا الان افتخاری است که همکاری دارم و به امید خدا هم ادامه داشته باشد. MiladRoshani-lib2mag
  • ما در جریان برگزاری همایش هشتم ادکا با آقای مهندس حیدری آشنا شدیم. خب چه قبل از همایش و چه در جریان همایش خیلی کمک و همکاری از ایشون دریافت کردیم. شنیده بودم ایشان کارهای دیگری هم انجام می دهند ولی نمی دانستم چی. خلاصه یک روز دوستان ترم پایینی ام را دیدم که گفتند برای مجله ایشان مطلب می نویسند. من هم برای اینکه کم نیاورم هم خودم رشد کنم دیگه عضو هیات تحریریه شدم.
  • بله – اول اینکه روی کار تیمی بیشتر کار کردم. دوم اینکه کلی مهارت های جدید مثل کار با ورد پرس، نوشتن متن و مقاله و تهیه گزارش و.. کسب کردم. سوم از نظر خودم عضو هیات تحریریه بودن و مطلب نوشتن رزومه هم برام محسوب میشه. چهارم به دلیل اینکه دوست داشتم مطالبم غنی باشه و مطالب بدرد بخوری داشته باشه، خودمو مجبور کردم روی یکسری چیز ها تحقیق و جستجو کنم و بعد درباره اش مطلب بنویسم. پنجم اینکه کلی دوست و همکار خوب پیدا کردم. اگر بخواهم بشمارم باید خیلی بشمارم!
  • چه اشکالاتی داره “کتابدار ۲.۰” خب قاعدتا چیزی وجود نداره. این هم باید بگم که من فعلا اشکالات بزرگ و بنیادینی هیچ جای مجله ندیدم. اشکالات ریز که همه جا وجود داره. مثلا من فکر می کنم مجله باید بهتر اطلاع رسانی کنه و با جاهای بیشتری همکاری کنه تا مطالب ارزشمندش به گوش و چشم مخاطبان بیشتری برسه. در واقع از نظر بنده ضعف در تعداد مخاطبان و اطلاع رسانی وجود مجله کتابدار۲.۰ داریم که امیدوارم رفته رفته بهترشود و می دانم که می‌شود!
  • خاطره های زیادی هست اما یکی اش این هست که من قرار بود برای شماره ای مطلبم را برسانم. برعکس همیشه که وقت کم دارم و دقیقه نودی مطالبم رو میفرستم، برای نوشتن مطلب در آن شماره وقت کافی داشتم. اما هیچ موضوع و مطلبی به ذهنم نمی رسید و هر مطلبی رو که شروع میکردم به نوشتن پشیمان می شدم و پاکش می کردم. خلاصه با کلی کلنجار یادم آمد که من قبلا دنبال برنامه های صدا و سیما درباره کتاب و مطالعه بودم و مرجعی هم بریا این موضوع وجود ندارد. به ناچار کارم رو شروع کردم و باورم نمی شد که من سه یا چهار روز فقط داشتم در اینترنت و صدا و سیما جستجو می کردم که چه برنامه هایی وجود داشته است…. خلاصه بعد از این مدت چند صفحه ای آماده شد؛ نگاه اخر را که به مطلبم انداختم، پیش خودم گفتم این همه وقت گذاشتن آخرش هم یک مطلب بدرد نخور! اما بعد از اینکه مطلبم رفت روی سایت، هم باعث تشویق سردبیر شد هم اینکه چندین نفر با من چت و گفت و گو کردن و از اون مطلبم کلی تغریف کردن! تازه همان مطلب بعدا بدرد کارهای دیگر خودم هم خورد. من این موضوع رو فهمیدم که هیچ تلاشی بی نتیجه نمیمونه و دیر یا زود آدم ها نتیجه کارهاشونو می بینن!

شیرین زاهدی

کارشناس علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه رازی کرمانشاه

  • از بدو تشکیل مجله
  • مهندس تو گروه لایبررین ۲ اعلام کردن که مجله بزنیم و هرکی تمایل داشت عضو شه؛ منم بخاطر داشتن رزومه کاری اعلام آمادگی کردم.
  • عالی بوده هم باعث شده دوستای خوب زیادی پیدا کنم و هم به اطلاعاتم اضافه شده – جو صمیمی مجله رو دوس دارم..
  • متاسفانه چون خیلی وقته نتونستم همکاریمو ادامه بدم از خیلی چیزا بی خبرم…چند شماره اخرو اصلا مطالعه نکردم.. و کلا نمی تونم در این مورد نظری داشته باشم.
  • هر روزش یه خاطره اس؛

معصومه سعادت

کارشناس علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه الزهرا (س) تهران – دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه شهید بهشتیMasumeSadat-lib2mag

  • یک روز داشتیم توی گروه کتابداران ۲.۰ با هم صحبت می کردیم که یکی از بزرگواران (مهندس حیدری بودند ظاهراً!) گفتند که خوب است اگر نشریه داشته باشیم و چه کسانی حاضرند ما را یاری کنند؟ ما که از نشریات تخصصی فقط یک مجله ی کوچک و لاغر درون دانشکده ای خودمان با سه نفر هیئت تحریریه فعال را دیده بودیم و فکر می کردیم تمام نشریات تخصصی همین طورند و آدم می رود با دوستانش یک موضوع جدید برای صحبت کردن پیدا می کند و اگر دلش خواست یک چیزکی برای خودش و همان دو-سه دوست دیگرش می نویسد و بابا چه کسی این ها را می خواند می گوید و چاپ می شود و خلاص.
  • فلذا از اولین داوطلب های همکاری در نشریه شدیم. تازه خیال دیگری هم داشتیم و آن هم این بود که بابا اینها دارند وسط شوخی و خنده یک چیزی می گویند! مگر می شود این آدم ها از شرق و غرب و جنوب و شمال و همه جای ایران با این همه فاصله بتوانند با یکدیگر کار کنند؟ الان است که همه یک چیزی می گویند و پس فردا مشخص می شود همه سر کار گذاشته اند و قضیه کنسل است. و راستش ته دلمان برای مهندس کباب بود. شب خوابیدیم و صبح بیدار شدیم و دیدیم در گروه جدیدی عضومان کرده اند به اسم هیئت تحریریه نشریه کتابدار ۲.۰، رفتیم صورتمان را شستیم تا خواب از سرمان بپرد بلکه ببینیم که شاید نام گروه چیز دیگریست یا کسی با ما شوخی کرده که مارا به گروه داخل کرده که وقتی برگشتیم دیدیم که تقسیم وظائف هم صورت گرفته و کار به کلی از کار گذشته و شوخی شوخی یکی از اعضای هیئت تحریریه نشریه شده ایم. حقیقتاً خیلی ترسیدیم و با خودمان فکر کردیم که ما کجا و اینها کجا، یک گروه بسیار خوب و کار بلد و حرفه ای و من که هیچ هم نیستم در کنارشان. جرئت پس گرفتن حرفمان را نداشتیم و هر چه گفتند چشم گفتیم و چشممان هی به نور حق روشن شد (تکیه کلام خانم رضوانی صبور بزرگوار) و آنچه در توانمان بود برای شان انجام دادیم. بالاخره هر مجموعه ای به یک عنصر نامطلوب هم احتیاج دارد دیگر!! هنوز هم که هنوز است در گروه هیئت تحریریه که صحبت می کنند، حرف زدنم نمی آید و خودم را کوچکترین عضو این خانواده ی شادِ مهربانِ دوست داشتنی می دانم.

ژیلا سعیدی

دانشجوی کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی، گرایش مدیریت اطلاعات دانشگاه رازی کرمانشاه – کتابدار کتابخانه عمومی شهرستان سروآباد

  • همراهان و بزرگواران مجله کتابدار۲.۰ سلامتان باد…ZhilaSaeidi-lib2mag
  • ابتدا حمد و ثنای بی حد بر خداوند متعال و همچنین سپاس ویژه از مسئولین محترم نشریه کتابدار۲.۰ را دارم. می خواهم نحوه ی آشنایی با گروه Libraraian2.0 و سپس مجله کتابدار ۲.۰ (به عنوان اولین برونداد فعالیت های علمی مهارتی برخی از اعضای گروه) را با خاطره ای فراموش نشدنی و شیرین تعریف کنم. اوایل اردیبهشت ۱۳۹۴ بود، حس و حالی سرشار از لذت و هیجان موفقیت در کنکور سراسری کارشناسی ارشد در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی (که همین دوران کنکور با تمام وجود به آن علاقمند شدم، در واقع آگاه تر شدم) را تجربه می کردم؛ آن روزها کمتر کسی دربین جوانان دهه ۷۰ پیدا می شد که از شبکه های اجتماعی مثل تلگرام استفاده نکند، من هم برنامه را نصب کردم و اولین گروهی که عضو شدم Librarian2.0 با مدیریت محترم شرکت تلاش و توسعه یابش(از مشهد) جناب آقای مهندس حسین حیدری بودند که از طریق یکی از دوستان دوره ی کارشناسیم (خانم زاهدی) با قوانین گروه آشنا شدم و بعد از طی گزینش های متعدد خانم رضوانی عزیز در جمع کتابداران و اساتید و متخصان رشته پذیرفته شدم (گزینش ها: شرط اولشون داشتن مدرک کتابداری بود، و اینکه مطالب فقط در خصوص رشته باشد، و یک بحث جالب تر اینکه به تشویق دانشجویان به کارآفرینی هم توجه داشتند و همچنین حاوی نکات آموزشی زیادی برای پژوهشگران و دانشجویان این رشته بود). خب، اواخر تابستان بود، داشتم مطالب گروه را می خواندم، یکی از پیغام ها این بود (حسین حیدری: امیر آقا، عایا موافقی با کمک دوستان گروه مجله کتابدار۲.۰ راه بندازیم، ببینیم دوستان کیا موافق هستن؟؟؟) اینطوری شد که من هم مشتاقانه عضو گروه هیئت تحریریه مجله کتابدار۲.۰ شدم، ابتدا فعالیتم را با معرفی کتاب های ۲.۰ در دو زبان فارسی و لاتین شروع کردم و در بخش های آموزشی و گزارش ها و مصاحبه ها و خواندنی های مجله، مطالبی را بصورت ترجمه ای و گزارش نویسی انجام داده ام. امیدوارم مورد توجه قرار گرفته باشد، انشاالله در آینده در حد توان به ادامه فعالیت ها خواهم پرداخت.
  • اولین نوشته من برای گروه مجله کتابدار۲.۰: کتابدار ۲.۰ دفتر نوپایست که با یاری دوستان اهل دانش و متخصص نفس می کشد و از دسته دفترهای علمی تخصصی کتابداری به شمار می رود. حرفه علم اطلاعات دو چهره دارد: یکی اطلاع شناسی (به اعتقاد من شاخه عملی رشته)، و دیگری اطلاع رسانی (به اعتقاد من شاخه نظری رشته) که قدم به قدم حرکت ما در این حرفه را در بر میگیرد. می دانیم که از نظر فیزیک، اطلاعات عامل حرکت است، یعنی همه چیز غرق در اطلاعات است. باشد که در این راه برای پیشبرد فرهنگ و منزلت رشته گامی هر چند کوچک برداشته باشیم و خواستاریم که اهالی علم اطلاعات و دانش شناسی ما را از هدایت خود در این مسیر کمک کنند. امیدواریم نشریه کتابدار۲.۰ به اهداف جدید و زیبایی که برای آن طراحی شده، دست یابد.
  • در آخر، کتابدار ۲.۰ قرار نیست مثل سال قبل با همان میزان فعالیت تکرار شود و همان نویسندگان به همان صورت به تولید محتوا بپردازند، هر روز باید مخاطبان، مشتاقان و متخصصان بیشتری را به خود جذب کند تا بر تعداد حلقه های دانش و مهارت مجله افزوده شود، و در اشتراک این مهارت ها در سراسر جهان سهیم باشیم. متشکرم.

مریم عبدالله زاده

کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی گرایش مدیریت اطلاعات، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال- کارشناس دکوراسیون داخلی- نقاش و نویسنده

  • از استارت مجله همراه مجله بودم
  • با برگزاری مسابقه های تصویری تو گروه لایبرین شروع شد و یکسری از دوستان خوش ذوق و فعال زیر نظر مهندس حیدری گرد هم اومدن و البته امروز چند نفر از اون دوستان دیگه در بین ما نیستن
  • محیط دوستانه هیت تحریریه را خیلی دوست دارم با اینکه مشغله کاری و زندگی فرصت گپ و گفت را برام کم کرده اما خوندن پیام های دوستام همیشه لذت بخشه … و همیشه از نوشته های دوستان درس گرفتم
  • هم خاطرات خوب و هم بد … اما خوشبختانه خاطرات خوب بیشتر و عمیق تر بوده و هست. اولین مطلبم با استقبال خوبی روبرو شد و خیلی شیرین بود.

عاطفه عبدی

دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات آرشیوی، دانشگاه الزهرا (س) تهران- کارشناس علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه الزهرا (س) تهرانAtefeAbdi-lib2mag

  • از همان ابتدای امر
  • با توجه به اینکه راه‌اندازی مجله کتابدار ۲.۰ در گروه تلگرامیش مطرح شد و بنده نیز اون زمان‌ها در گروه حضوری فعال داشتم، به محض مطرح شدن این قضیه، سریعا اعلام آمادگی کردم و در زمره‌ی نویسندگان در اومدم
  • از خوب فراتر بوده، عاااالی
    از دست‌آوردهاش هم میشه به بالارفتن تجربه و آگاهی در زمینه رشته، نویسندگی و امور مربوط به نشریه اشاره کرد. همچنین از دوستی‌هایی که ایجاد شد در این بین هم نمیشه گذشت.
  • خب این نشریه در ابتدای راه هست و خیلی طبیعی‌ست که ایرادات و اشکالاتی داشته باشه که ان‌شاالله به مرور زمان برطرف میشه… اما ایرادات و اشکالاتش بنظرم اونقدرها بزرگ و زیاد نیست
  • بهترین خاطره من از ۲.۰ این بود که واسطه‌ای شد برای همکاری با کتابخانه دیجیتال امام حسین (ع) و باعث شد بتونم هر چند خییییلی کم واسه ارباب قدم بردارم و کاری کنم.

مهناز کریم زاده

کارشناس کتابداری دانشگاه علامه طباطبایی – کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه تربیت مدرس – کتابدار کتابخانه عمومی حکیم هیدجی
قبل از هر چیز تشکر بخاطر فراهم کردن این فرصت برای دوستان نویسنده نشریه و ممنون از اینکه بنده رو هم قابل دونستین و به عنوان عضوی از مجموعه خودتون پذیرفتین.

  • متاسفانه روز دقیقش رو خاطرم نیس اما فک می کنم که اواسط خرداد ماه بود که شروع به نوشتن مطلب برای نشریه ۲.۰ کردم.MahnazKarimzadeh-lib2mag
  • با آقای مهندس و نشریه ۲.۰ در هشتیمن همایش ادکا که آبان ماه ۹۴ برگزار شد آشنا شدم. شروع به همکاری با نشریه و نوشتن مطلب با دعوت مهندس شروع شد. مهندس عکس پروفایلم رو دیده بودن و چون تمامی عکسها تصویر چهره هایی بودن که نقاب دارن و فقط چشماشون پیداست کنجکاو بودن که چرا همه عکسا مشابه هم هستن و اساسا چرا اینطور تصاویر رو برای پروفایل انتخاب می کنم. بحث خیلی مفصل و البته خیلی جالبی با هم کردیم و در نهایت ایشون پیشنهاد دادن که برای نشریه هم مطلب بنویسم. البته دروغ چرا اوایل خیلی سختم بود چون با روال کار آشنا نبودم اما خداروشکر بعدا با کمک دوستان خوبم تو نشریه از جمله راهنمایی های ارزنده خانم رضوانی دستم اومد که چیکار باید بکنم و همینجا ازشون خیلی تشکر میکنم. هرچند که هنوزم هنوزه یه وقتایی بی دقتی می کنم و ایشون حرص میدم اما باید ببخشن و امیدوارم همه اینارو به حساب همون بی دقتی من بذارن و نه به حساب بی توجهی و یا نادیده گرفتن فرمایشاتشون.
  • بچه های ۲.۰ همشون واقعا باسواد و صاحب نظر و اگه بخوام تو یه کلمه خلاصه کنم عالی هستن. خداروشکر میکنم که سعادت آشنایی باهاشون داشتم. هرچند که اکثرشون از نزدیک زیارت نکردم اما واقعا همشون دوست دارم و خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم که شاید هیچ جای دیگه فرصت و امکان یادگیریشون نبود.
  • اشکال خاصی که به نظرم نمیرسه فقط میتونم بگم که به نظرم تبلیغات در زمینه شناساندن و معرفی گروه و نشریه کافی نیست و باید تلاش بیشتری در این زمینه صورت بگیره که انشالله هم اطلاع رسانی کافی انجام بشه و هم بستر برای همکاری های بیشتر فراهم بشه .
  • خاطرات که زیادن اما متاسفانه الان خیلی حضور ذهن ندارم اما یه مورد هست که خیلی واسم جالب بود و اونم اینکه یه روز قرار بود یه مطلبی رو برای نشریه آماده کنم و فرصت خیلی کم بود. مهندس سراغش گرفتن. گفتم که آماده س ولی فک نکنم به این شماره برسه. واسشون فرستادم و گفتن که زودتر پیش نویس کنم. منم گفتم آخه همینطوری که نمیشه! علتش پرسیدن گفتم هنوز واسه سردبیرا نفرستادم که تایید کنن و ایراداتش بگن. گفتن بابا من خودم خوندم ایرادی نداشت پیش نویس کن. هی گفتم نه هنوز به سردبیرا نفرستادم. خلاصه آخر سر گفتن که من تایید کردم پس مشکلی نیست. یهو گفتم آها منظورتون اینه که شما رئیسین و وقتی تایید کنین دیگه حله ایشونم خندیدن و گفتن که بله.

نرگس ملکوتی اصل

دانشجوی کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی گرایش مدیریت اطلاعات، دانشگاه فردوسی مشهد

  • من از پاییز سال ۹۴ افتخار آشنایی و همکاری با گروه کتابدار ۲ را دارم.NargesMalakutiAsl-lib2mag
  • بعد از انتشار دو شماره از نشریه کتابدار ۲ مدتی بود که به دنبال راه و یا بهانه ای برای پیوستن به این نشریه و همکاری با آن ها بودم که خوشبختانه یک روز با دیدن اطلاعیه جناب مهندس حیدری در گروه بسیار مشتاق شدم و همان لحظه اعلام آمادگی کردم و از این بابت بسیار خوشحالم.
  • گروه کتابدار ۲ افراد بسیار توانمند و مبتکری را در یک جا جمع کرده است و این بسیار عالی است . نه تنها شیوه انجام دادن کارها و سیر فکری گروه بسیار آموزنده است بلکه از طریق این گروه با دوستانی با استعداد آشنا شده ام وشخصا از تجربیات عزیزانی استفاده کرده ام
  • به طور کلی کتابدار ۲ با برنامه و خوب پیش می رود فقط  گاهی احساس می شود که بین موضوعات مقالات در شماره ها همپوشانی وجود دارد.
  • همکاری با این گروه من را در معرض تجربیات متفاوتی قرار داد و همه ی آن ها خاطره ساز بودند. در یکی از شماره ها ترجمه یکی از مقاله ها به قدری برایم سخت بود که برای درک برخی از قسمت های مطلب از دوستانم کمک گرفتم و در طول کار مدام با خودم فکر می کردم که چرا قبل از انتخاب مقاله آن را خوب بررسی نکردم . با اینکه مقاله به آن شماره نرسید و بعدها منتشر شد اما خوشبختانه نتیجه خوبی داشت.

نازنین مؤمن زاده

کتابدار کتابخانه عمومی اوحدی مراغه ای- مدرس مدعو دانشگاه پیام نور مراغه

  • فراخوان زده بودن من عکس العملی نشون ندادم.بعد مهلت مقرر اعلام آمادگی کردم و دعوت شدم . و خوشحالم که پیوستم به گروه ۲.۰
  • خاطره . چه چیزای قشنگی که پای مقابله جزیی من نوعی یاد نگرفتم.اشتباهات جالب بعضیا سبب بود فقط و فقط
  • اشتراک دانش، بعد قشنگ تری شد برام (نمی دونم شاید با دیدن آمار بازدید کننده) – نشون به اون نشون که قبلنا می نوشتم یا ترجمکی…اما دریغ از نشر!
  • مشهدی بودن مدیرمسئول . یکی از انگیزه های اصلیم بود براهمکاری ، باشد گاها التماس دعا کنم…و سلامم رو به آقا برسونن.
  • تنها کسی که سعادتمندشدم و دیدمش خانوم دکتر حسن زاده عزیز هست.مشتاق دیدار تک تک تونم
  • نوشته های آقای چهارسوقی رو همون روز نشر می خونم.
  • درکل تجربه خوبیست. مفتخربودن به حضور پیش شماها مصداق زندگی کاری شغلی جریان دارد.

ایمان نریمانی

دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه قم

  • فکر می کنم از ابتدای تشکیل گروه کتابداران ۲ همواره در گروه بودم اما آغاز همکاری من با مجله فکر می کنم بیشتر از ۳ ماه نمی شود.ImanNarimani-lib2mag
  • همیشه دوست داشتم با این مجله و جناب آقای حیدری و دوستان فعالشون کار کنم اما متاسفانه فرصتی نبود تا اینکه تابستان امسال با فراغتی که ایجاد شد همکاری من با مجله شروع شد.خاطره اینکه برای اولین مقاله ای که می خواستم کار کنم از اونجایی که تجربه ترجمه نداشتم خیلی دوستانم رو اذیت کردم همینجا جا داره طلب حلالیت کنم از دوستان به خصوص آقای محمد حسن سلطان پور که فکر کنم اگه قرار باشه اون مقاله رو به اسم کسی بنویسیم باید بنویسیم سلطان پور و …(دیگران) بعد برای ایمان نریمانی شناسه افزوده ایجاد کنیم به عنوان مترجم همکار.
  • قطعا ثمرات خیلی زیادی برای من داشت و برای همین هم هست که به خیلی از دوستانم پیشنهاد کردم کار کردن با این مجله رو.دلیلش هم جو صمیمی که به خصوص به خاطر وجود آقای حیدری در مجله وجود داره و اینکه ایشون به بچه های تازه وارد کمک بیشتری می کنند تا کم کم بتونن رو پای خودشون بایستن.خود من خیلی اطلاعات کمی از ترجمه داشتم اما الان در مقایسه با ۳ ماه پیش قابل قیاس نیستم و ترجمه کردن اون مقالات کوتاه باعث شده که امروز مقالات طولانی تر و حتی در آینده نزدیک کتاب هم ترجمه کنم.
    حتی من اعتقاد دارم که در ۹ واحد متون تخصصی که بچه های کتابداری میگذرونن باید برای هر ۳ واحد یک مقاله ترجمه کنن یا حداقل برای کسانی که این کار رو انجام میدن اساتید امتیاز خاصی قائل شوند تا باعث شود که بچه ها به ترجمه ترغیب بشن و مطمئنا اگر بدونن چقدر چیزای جدید یاد می گیرند این راه رو ادامه میدن.
  • فکر می کنم مجله باید ارتباطش رو با اساتید تقویت کند و بیشتر شناخته شود.متاسفانه هنوز هم بعضی از اساتید آشنایی کاملی از مجله و اهداف اون ندارند.در کل ایراد خاصی در ساختار مجله نمیبینم اما یک پیشنهاد دارم اینکه فکر می کنم این مجله بستر خوبی میتونه برای ایجاد همکاری بین محققین برای نوشتن مقاله یا حتی کتاب باشه و امیدوارم در این زمینه هم مجله بتونه گام هایی رو برداره
  • خداروشکر خاطراتم از مجله همه خوب و شیرین هستند اما معمولا بهترین لحظات کاری زمانی هست که مطلبم مورد تایید سردبیر قرار می گیرند و مطلب روی سایت میره هست.خاطره جالب اینکه من بعد از مدت زیادی که با مجله همکاری داشتم و می شناختم دوستان رو یک روز با آقای حیدری که صحبت میکردیم و بحث خانم رضوانی شد که من گفتم آقای رضوانی که آقای حیدری هم خندشون گرفت دلیلش هم این بود که واقعا من خانمی به جدیت و نظم ایشون ندیدم و فکر میکنم یکی از دلایل موفقیت گروه وجود ایشون هست که واقعا نظم خوبی رو به گروه منتقل کردند.
Share

درباره ی مجله ی کتابدار 2.0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *