خانه / آرشیو / دوره سوم (1396) / مروری بر تحقیقات علم‌سنجی

مروری بر تحقیقات علم‌سنجی

مروری بر تحقیقات علم‌سنجی

مقدمه مترجم:
تأثیر اجرای تحقیقات علمی تنها از طریق ایجاد یک سیستم ارتباطی درست شناخته می‌شود. ارتباطات در علوم، می‌تواند از نقطه‌نظر یک مورخ، جامعه‌شناس، اقتصاددان یا یک متخصص کتابداری مشاهده شود. هرچند ارتباط علوم و دانشمندان وابستگی بسیار زیادی با هم دارد؛ به صورتی که یکی دیگری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این امر که تحقیقات عمومی اجرا شده در مؤسسات تحقیقاتی دولتی و دانشگاهی، تأکید بر تکنولوژی قوی و رشد اقتصادی دارد؛ در بین پژوهشگران و دانشمندان علوم اجتماعی پذیرفته شده است. تحقیقات، سهم مهمی در رشد اقتصادی هر ملت ایفا می‌کند. برونداد پژوهش‌ها معیار اندازه‌گیری کیفیت و کمیت تحقیقات انجام شده در یک کشور است. در چند سال اخیر، از ابزارهای علم‌سنجی و کتاب‌سنجی و تکنیک‌های آن، به طور فزاینده‌ای برای ارزیابی عملکرد پژوهشی دانشمندان و رشد علوم مختلف استفاده شده است. بررسی ماهیت و سهم دانشمندان حوزۀ موضوعی خاص در یک یا چند کشور و یا دورۀ زمانی خاص، با استفاده از منابع اولیه یا ثانویه، باعث می‌شود تجزیه و تحلیل به طور مؤثر و صحیح صورت گیرد.

مروری بر علم‌سنجی
در چند دهۀ اخیر، رشتۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی چند روش کمی را برای پژوهش توسعه داده است. از آنجا که کتابداری و اطلاع‌رسانی یک میان‌رشته است، رشته‌های مختلف سهم مؤثری در توسعۀ روش‌های آن داشته‌اند. اغلب دانشمندان (با زمینه‌های مختلف علمی) مانند تیبور براون[۱] (شیمی) یا ناسیلی نالیموف[۲] (فلسفه) به توسعۀ مفاهیم مهم در رشتۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی، کمک کرده‌اند. پسوند سنجش (متریک)[۳] پسوندی یونانی، به معنی اندازه‌گیری است. تا به امروز، روش‌های مختلف سنجش مانند کتاب‌سنجی، علم‌سنجی، اطلاع‌سنجی، وب‌سنجی و آلتمتریک که با توسعه و کاربرد اندازه‌گیری در حوزۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی مواجه هستند، ظهور یافته‌اند. لازم به ذکر است که تمام این حوزه‌ها با هم مرتبط هستند و حوزه‌های کتاب‌سنجی، اطلاع‌سنجی و علم‌سنجی همپوشانی قابل‌توجهی با یکدیگر دارند. در سال ۱۹۶۹ نالیموف و مولچنکو[۴] معادل روسی کلمۀ «علم‌سنجی[۵]» را ارائه دادند که بعدها عمومیت یافت و به معنی مطالعۀ علم؛ رشد، ساختار، ارتباطات و بهره‌وری علم مورد استفاده قرار گرفت. این اصطلاح عمدتاً برای مطالعۀ تمام جنبه‌های ادبیات علم و تکنولوژی استفاده می‌شود. واژۀ «علم‌سنجی» بسیاری از مفاهیم خود را از مجلۀ علم‌سنجی که در سال ۱۹۷۸ توسط براون انتشار یافت، به دست آورده است. طبق گفتۀ هود و ویلسون[۶] (۲۰۰۱) بسیاری از مطالعات علم‌سنجی از حوزۀ کتابشناختی قابل تشخیص نیستند و بسیاری از محققان کتاب‌سنجی، تألیف‌های خود را در مجلۀ علم‌سنجی منتظر می‌کنند.

علم‌سنجی: تحلیل شناختی

علم‌سنجی معمولاً با عنوان «مطالعۀ کمی علم و فن‌آوری» توسط انجمن آمریکایی علم اطلاعات و در قالب مجله منتشر می‌شد. نالیموف و مولچوف روسی، علم‌سنجی را به عنوان روشی کمی که به تجزیه و تحلیل دانش یا فرآیند اطلاعات می‌پردازد، معرفی کردند. طبق نظر بک[۷] (۱۹۷۸)، علم‌سنجی ارزیابی کمی و مقایسۀ بین فعالیت‌های علمی، بهره‌وری و پیشرفت است. بروکه[۸] (۱۹۹۰)، بینش عمیق‌تری نسبت به تعریف و استفاده از علم‌سنجی دارد و مدعی است که علم‌سنجی معرفی شده توسط براون، توسط مطالعات سیاسی علم غنا یافته و تکنیک‌های آن توسط تعداد معدودی از دانشمندان مشتاق به فعالیت در واحدهای پژوهشی بوداپست و لیدن[۹]، توسعه یافته است. سایر واحد‌های تحقیقاتی اروپا، شرق و غرب نیز به نوعی به مطالعات علم‌سنجی کمک کردند. این اصطلاح در حال حاضر در علوم اجتماعی نقش مهمی یافته است. برنامه‌های کاربردی، بیشتر محدود به استفاده از داده‌های استنادی پایگاه اطلاعات استنادی وب آو ساینس[۱۰] است ولی در حال حاضر اصلاحات و معیارهای بیشتری جهت استفاده مورد آزمایش قرار گرفته‌اند. هرچند تکنیک‌های علم‌سنجی و کتاب‌سنجی بسیار شبیه هستند اما نقش‌های متمایزی دارند. به‌علاوه ساتکلیف[۱۱] (۱۹۹۲) علم‌سنجی را مطالعۀ جنبه‌های کمی علم به عنوان یک رشته یا فعالیت اقتصادی تعریف می‌کند. این مسئله، بخشی از جامعه‌شناسی علم است و در زمینۀ سیاست‌های علمی کاربرد دارد. علم‌سنجی شامل مطالعات کمی فعالیت‌های علمی مانند انتشار است و در بعضی زمینه‌ها با کتاب‌سنجی هم‌پوشانی دارد. بروکشتاین[۱۲] (۱۹۹۵)، علم‌سنجی را علم اندازه‌گیری علم تعریف کرده و آن را اندازه‌گیری کتاب‌سنجی برای ارزیابی توسعۀ علمی، ارتباط اجتماعی و تأثیر کاربرد علم و فناوری می‌داند.

توسعۀ علم‌سنجی
تحقیقات علم‌سنجی از ابتدای قرن ۱۹ آغاز شدند. با این حال از ابتدای قرن ۲۱، این رشته به سرعت رشد کرده و فراتر از محیط دانشگاه و مؤسسات، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. یکی از شناخته‌شده‌ترین دستاوردهای علم‌سنجی، توسعۀ ضریب تأثیر[۱۳] پیشنهادی گارفیلد[۱۴] است. گارفیلد ضریب تأثیر را در سال ۱۹۵۵ به عنوان روش انتخاب مجله برای قرار گرفتن در شاخص استنادی ژنتیک معرفی کرد که بعدها منجر به انتشار شاخص استنادی علم در سال ۱۹۶۱ به عنوان وسیله‌ای برای بررسی ارتباط مقالات با یکدیگر از طریق منابع[۱۵] آن‌ها شد؛ بنابراین، ضریب تأثیر مجله به عنوان یک شاخص کتاب‌سنجی مورد استفاده قرار گرفت. در همان زمان، سولاپرایس[۱۶] در حال پژوهش روی موضوع زمینۀ رشد علمی و فعالیت استنادی ادبیات علمی بود. وی چندین مقاله در زمینۀ معرفی عناصر کلیدی تجزیه‌و‌تحلیل علم‌سنجی، شامل مطالعۀ الگوهای ارتباطی بین دانشمندان و تاریخ مطالعه علم منتشر کرد. رشد گسترده و چشم‌گیر ادبیات علم‌سنجی در دهۀ ۱۹۶۰ صورت گرفت و از آن به بعد، رشتۀ علم‌سنجی ایجاد و تمایز یافت. این امر هم‌زمان با شروع چاپ «مجلۀ اختصاصی علم‌سنجی» بود که توسط براون مدیریت می‌شد که توسعۀ قابل توجهی در زمینۀ تحلیل استنادی بود.

پانویس:
[۱]. Tibor Braun
[۲]. Vasily Nalimov
[۳]. Metrics
[۴] Nalimov and Mulchenko۳
[۵] scientometrics
[۶] Hood and Wilson
[۷] Beck
[۸] Brookes
[۹] Budapest and Leiden
[۱۰]. Web of Sciences
[۱۱] Tague-Sutcliffe
[۱۲] Brookstein
[۱۳]. Impact factor
[۱۴] Garfield
[۱۵]. References
[۱۶]. Solla Price

منبع:
این نوشته ترجمه مطلبی با این عنوان است:  Scientometric Research: An overview

مترجم: فاطمه زرمهر

Share

درباره ی فاطمه زرمهر

دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه اصفهان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *