خانه / آرشیو / دوره دوم (1395) / پرونده ویژه ۲: مشکلات نویسندگان و مترجمان (بخش اول)

پرونده ویژه ۲: مشکلات نویسندگان و مترجمان (بخش اول)

خوانندگان گرامی بخش پرونده ویژه، شایسته است قبل از شروع مصاحبه، کارشناس این قسمت را خدمتتان معرفی کنم.

آراز بارسقیان ،نویسنده و مترجم .وی در سال هشتاد و پنج برنده ی جایزه ادبی صادق هدایت شد.

از آثار وی میتوان به کتاب های یکشنبه ،دوشنبه و پل اشاره کرد ،به علاوه وی ترجمه ی کتاب هایی همچون ناطور دشت ،پیک نیک،تراموایی به نام هوس و  بشنو از آواز باد را  در کارنامه کاری خود دارد.

– درود بر شما آقای بارسقیان

+ سلام و درود بر شما و خوانندگان مجله کتابدار ۲.۰

– آقای بارسقیان عزیز اجازه بدهید زود تر برویم سر اصل مطلب، بگذارید کار را با یک سوال کلی شروع کنم ،لطفا ما را با مشکلات کلی یک مترجم و منشا این مشکلات آشنا کنید.

+مشکلات ترجمه می‌ تواند ریشه‌ های مختلفی داشته باشد. دو نوع مشکل عمومی وجود دارد، یکی مشکل ترجمه‌ ی خود آثار و دیگری مشکل ارائه و فروش آثار. این دو بدنه‌ ی کلی است و هر کدام به صورت مجزا و متفاوت از هم حل می ‌شود. مشکل ترجمه‌ ی یک اثر با فن و تکنیکی که مترجم در طول سال ‌ها تجربه آموخته حل می ‌شود و دیگری مشکل بازار است که گاهی از دست مترجم هم خارج است و در دست ناشر و مخاطب است.

– بحث ترجمه های موازی چگونه میتواند برای مترجمان مشکل آفرینی کند؟

+این همان بحث اقتصادی است. در بازاری که متاسفانه یک میزان مشخص مخاطب دارد و تولید مخاطب نمی‌ کند، ترجمه‌ ی موازی یعنی تقسیم فروش و تقسیم فروش یعنی سود اقتصادی بسیار ناچیز. آیا می‌ شود جلویش را  گرفت؟ اگر ایران به قانون کپی رایت بپیوندد ،چراکه نه؟

– رعایت نشدن کپی رایت چگونه برای مترجم مشکل آفرین میشود؟

+رعایت نشدن این قانون هم برای مولف اصلی  و هم مترجم یا مترجمان مشکل آفرین است. در کشورهای غربی همین کپی رایت به نوعی به بازار سر و سامان می‌ دهد ولی این‌ جا اصلا این طوری نیست. به خاطر همین بازار وضعیت نا مشخصی دارد و یکی از دلایل اینکه نمی‌ توانیم تعیین کنیم کدام کتاب ممکن است بفروشد  و کدام کتاب نمی فروشد همین عدم رعایت داشتن کپی رایت است.

– چرا ناشران کپی رایت را رعایت نمیکنند؟ کدام ارگان میتواند آنها را به این قانون پایبند کند؟

+دلیل بسیار واضح است. سود بیشتر و کمتر کردن حقوق مترجم. وقتی کپی رایت رعایت شود ،ناشر باید به مولف اصلی هم پول بدهد. این طوری یعنی دو حق الزحمه  پرداخت می ‌کند. در کشوری که اکثر ناشران به زور حق الزحمه‌ ی یک فرد را می‌ دهند دادن حق دو نفر دیگر جای تعجب دارد. در این بین اما دولت وظیفه دارد این قانون را به کشور بیاورد و ناشران را به این قانون پایبند کند.

– چرا ناشران بعضا کار ترجمه را به کسانی میسپارند که از لحاظ فنی مترجم نیستند؟

+ارزان بودن نیروی کار. جوابی ساده اما واقعی .وقتی کسی کار بلد نیست پول خوب هم نمی‌ گیرد و ناشران که عمدتا دنبال کار ساده و بی‌ دردسر هستند دست به چنین کاری می‌ زنند که کاری زشت و غیر ‌اخلاقی است که ناشران مسئولش هستند. آن‌ها حتی گاهی زحمت این را که بعد از ترجمه‌های ارزان آن‌ ها را به دست متخصصان بسپارد تا آسیب کمتر شود را به خود نمیدهند.

– آیا تطبیق متن کتاب ترجمه شده با کتاب اصلی را باید مشکلی برای مترجمان مبتدی دانست یا تشویقی برای مترجمان حرفه ای؟

+هر دو ،گرچه من معتقدم متن باید تطبیق داده شود چون هر آدمی (مبتدی و حرفه‌ ای ندارد) می‌ تواند خطا کند و این خطا بهتر است پیش از چاپ گرفته شود و تطبیق ندادن متن ترجمه شده با متن کتاب اصلی مهم ترین کم کاری ناشران است. و از آنجا که عمده‌ ی ویراستاران هیچ تسلطی به زبان مبدا ندارند، کار تطبیق بسیار سخت می‌ شود و با توجه به اینکه گاهی ایرادات ریز ولی حیاتی از متن ترجمه شده بیرون می ‌آید ،تطبیق ندادن دو متن میتواند خیلی آسیب زننده باشد و  معنای کتاب را به طور کل عوض می کند.

.- دیدگاه یک مترجم باید بیشتر اقتصادی باشد یا هنری؟

+بسته به نوع کار دارد. در ترجمه ‌ی کتب غیر هنری،‌ دیدگاه هنری معنایی ندارد. مثلا ، کتابی درباره‌ ی جامعه‌ شناسی تا ابد کتابی درباره‌ ی جامعه شناسی خواهد بود و خواهان خودش را خواهد داشت. ولی مثلا یک نمایشنامه هیچ صرف اقتصادی ندارد و متنش فقط جنبه‌ ی هنری دارد. به نظرم مترجم خودش مختار است دنیای خودش را بسازد و انتخاب کند از کدام کتاب‌ ها می‌ خواهد صرفا لذت ببرد و با ترجمه ی کدام کتاب در کنار لذت بردن ،شرایط اقتصادی خودش را بهبود بخشد.

– در بازار ایران کدام دیدگاه برنده است اقتصادی یا هنری؟

+اقتصادی، چون مترجم هم تبدیل به یک کالا می‌شود. شمار مترجمانی که در این سال‌ ها به سرعت تبدیل به کالا شده‌اند اصلاً کم نیست. گاهی به نام هنر هم می‌ شود تبدیل به یک کالای هنری شد ولی کالا شدن مترجم چیزی است که نمی‌ شود به آن اعتماد کرد.

– بعضی از ناشران معتقدند که ترجمه ی دوباره ی یک اثر، نه به دلایل مالی بلکه بخاطر ارائه ترجمه بهتر است ,آیا قبول دارید؟

هم درست است و هم غلط. بله گاهی اشتباه در ترجمه‌  پیش می‌ آید و این بحث درست است که ما گاهی نیاز به ترجمه‌ ای تازه از یک اثر داریم. اما لزوما نه یک اثر پرفروش بلکه اثری که با یک ترجمه‌ ی اشتباه در بازار ندید گرفته شده، این می‌ تواند دلیلی خوبی باشد. ولی چه توجیهی جز توجیه اقتصادی برای ترجمه‌ ی شازده کوچولو دارند؟ هیچی. هر چه باشد بهانه است. پس باید دید چه اثری را کدام ناشر و چه فردی ترجمه یا باز ترجمه می‌ کند.

– چرا مترجمان یک اثر کلاسیک مثل داستان دو شهر یا ناطور دشت را دوباره ترجمه میکنند؟

+من خودم ناطور دشت را یک بار ترجمه کرده‌ ام و متاسفانه در کنار همان مترجمانی قرار گرفته ام که دست به ترجمه‌ ی تکراری می ‌زنند. البته این تنها مورد در سابقه‌ ی کاری ‌ام بوده. من دلایل بسیاری داشتم برای این کار که البته عمده‌ اش شخصی بوده و این‌ جا نمی‌ توانم توضیحشان بدهم.

– انتظار شما از ناشران و  نهاد های اجتماعی؟

+ ناشر: بالاتر بردن دستمزد مترجم و صداقت بیشتر در کار.

جامعه: برگشتن اخلاق به جامعه. اخلاق نقد.

– مترجمان چگونه میتوانند با انتخاب هوشمندانه کتاب برای ترجمه , یک کار پرفروش بیرون بدهند؟

+معمولاً هوش مصنوعی مترجم در سایت آمازون خلاصه می‌ شود. هر کتابی که بیشترین بازخورد را در آمازون یا سایت‌ های مشابه داشته باشد (مثلاً ۲۰۰۰ کامنت و ۱۰۰۰۰ رای و مقام بالا) کتابی است که باید ترجمه شود. در واقع فروش بازار کتاب ایران را فروش بازارهای جهانی و منتقدان نیویورک تایمز تعیین می‌ کنند.

– خواسته شما به عنوان یک مترجم حرفه ای؟

+سامان پیدا کردن وضعیت ترجمه در ایران. خواسته ‌ی زیادی نیست ولی انجام دادنش راهی طولانی دارد.

– لطفا پاراگراف زیر را تحلیل کنید:

(اگر مترجمان ما نخواهند برای امرار معاش و ماهی فلان قد تومن نخواهند ترجمه بکنند بازار کتاب رونق میگیرد..)

+ از آنجایی که در ایران کتاب خواندن همیشه عمل روشنفکرانه ای حساب شده، مترجم های خوب ایران کمتر کتاب های پر خواننده ی کشور های دیگر رو ترجمه کرده اند و معمولا مترجم های درجه یک سراغ کتابهای عامه پسند نمیروند و خود را به ترجمه ی آثار نخبه پسند مشغول میکنند و از طرف دیگر مترجم های متوسط و یا حتی پایین تر از سطح متوسط سراغ ترجمه ی کتابهای پر مخاطب میروند، اما این گروه مترجمان نمیتوانند ترجمه های خوبی از این کتاب ها ارایه بدهند و کتاب هایی که ترجمه میکنند معمولا خوش خوان نیست و این در حالی است که نسخه اصلی کتاب ،بسیار خوش خوان بوده اما به دلیل حرفه ای نبودن مترجم ، کتاب به زبان فارسی خوش خوان تلقی نمیشود و همین امر مقداری خواننده را پس میزند ،همان طور که اشاره کردم مترجم های خوب به سراغ کتابهای نخبه پسند میروند و این نوع کتاب ها طبیعتا مخاطبان محدودی دارند پس نمیشود همیشه خوب یا بد بودن کتاب را به عهده نویسنده گذاشت، بگذارید برایتان یک مثال بزنم، استیون کینگ واقعا نویسنده ی بدی نیست و در بین بیشمار کتابی که نوشته آثار خوبی هم پیدا میشوند اگر مترجمان ایرانی کتاب های عامه پسندی مثل کتاب های او را که نویسنده ی بزرگی هم هست ترجمه میکردند شاید اوضاع کتابخوانی در ایران بهتر از این بود.

– و اگر مترجمان ما نخواهند برای امرار معاش و ماهی فلان قد تومن نخواهند ترجمه بکنند بازار کتاب رونق میگیرد؟

+ نه ،این هم دلیلی برای بی رونقی نیست. در ضمن اینکه بازار کتاب ترجمه همیشه رونق داشته، ولو رونقی حداقلی و از رونق هم نخواهد افتاد، فقط دچار نوسان می‌ شود.

– راستی خودتان کاری در دست تالیف یا ترجمه دارید؟

+بله ،هم مشغول نوشتنم و هم مشغول ترجمه، در حال مشغول ترجمه ی کتابی از دیوید هر ،نمایشنامه‌ نویس انگلیسی ،هستم . این کتاب یک سه‌ گانه است درباره‌ ی نهاد‌ های بریتانیا.

– ممنون که به سوال های ما پاسخ دادید.

+ممنون از شما..

 

مصاحبه کننده: محمدرضا چهارسوقی

۲۱ فروردین ماه ۱۳۹۵

Share

درباره ی محمدرضا چهارسوقی

دانشجوی متالوژی، دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *