خانه / آرشیو / دوره دوم (1395) / گفت و گو مجله کتابدار ۲.۰ با سارا عرفانی – در حال حاضر قصد نوشتن ادامه ی پنجشنبه ی فیروزه ای را ندارم.

گفت و گو مجله کتابدار ۲.۰ با سارا عرفانی – در حال حاضر قصد نوشتن ادامه ی پنجشنبه ی فیروزه ای را ندارم.

خانم سارا عرفانی،نویسنده ی ایرانی کتاب های پنجشنبه ی فیروزه ای ، لبخند مسیح و … در سال ۱۳۶۱ متولد شدند ،وی در شمار معدود نویسندگان ایرانی قرار می گیرد که کتاب هایشان به زبان های دیگر نیز ترجمه شده اند ،او همچنین توانسته جوایز متعددی را در زمینه ی نویسندگی کسب کند که از بین آنها میتوان به جایزه ی رضوی اشاره کرد.

بانو سارا عرفانی امروز در کنار ما هستند تا به برخی از سوالات ما پاسخ بدهند.

+یک سوالی که پس از خواندن کتاب پنجشنبه ی فیروزه ای برای من به وجود آمد ، این بود که از دیدگاه خود شما ،سرنوشت هریک از شخصیت ها را به کدام سو برد و آیا شما قصد نوشتن جلد دوم این کتاب را دارید؟

– ترجیح می دهم در مورد پایان داستان صحبت نکنم. هر خواننده ای می تواند خودش به نتیجه برسد. ضمن اینکه در جلسات نقد و بررسی ای که شرکت کردم دیدم بر اساس کدها و اشاره هایی که در داستان داشتم، مخاطب توانسته به درستی پایان داستان را کشف کند. اگر من پایان داستان را بگویم، اجازه ی این کشف را از مخاطب گرفته ام. شاید زمانی ادامه ی پنجشنبه فیروزه ای را بنویسم، اما در حال حاضر چنین قصدی ندارم.

+در بین کتاب هایی که نوشته اید و شخصیت هایی که طراحی کرده اید ،کدام کتاب و کدام شخصیت را از بقیه بیشتر دوست دارید؟

-قاعدتا همه ی آثار یک نویسنده برایش ارزشمند است. اما من پنجشنبه فیروزه ای را بیشتر دوست دارم. از این جهت که زمان بیشتری برای نوشتنش صرف کردم و تلاش بیشتری برای به سرانجام رساندن داستان داشتم. اما در مورد شخصیت ها باید بگویم که نمی توانم آنها را از هم متمایز کنم. چون همه شان باورپذیر بوده اند و مخاطب با آنها ارتباط برقرار کرده، لذا همه ی آنها را دوست دارم.

+نویسنده ی مورد علاقه ی خودتان کیست؟

-کارهای آقای رضا امیرخانی را خیلی می پسندم.

+آیا تا بحال شده برای درک بهتر یکی از شخصیت هایی که طراحی کرده اید ،خود را در موقعیت آن شخصیت قرار دهید؟

-حتما باید خود را در شرایط شخصیت ها تصور کنم تا بتوانم بنویسم، وگرنه داستانی خلق نمی شود ، البته گاهی هم شخصیت ها را در موقعیت هایی که خودم قبلا تجربه ی حضور در آنها را داشته ام قرار میدهم.

+آیا برایتان پیش آمده که در حین نوشتن یک داستان ،حال و روز شخصیت هایی که خلق کرده اید شما را بسیار اندوهگین کند و یا حتی اشکتان را درآورد؟

-برای خود شخصیت ها نه ،اما پیش آمده که در فضای معنوی داستان غرق بشوم و گریه کنم.

+ایده ی آغاز نوشتن یک اثر جدید ،چگونه در ذهنتان شکل میگیرد؟

-یک اتفاقی خیلی باید ذهنم را درگیر کرده باشد تا کم کم به ایده ی داستانی تبدیل شود. یعنی معمولا از چیزهایی می نویسم که برایم دغدغه ی ذهنی می شوند و مدت ها اذیتم می کنند. آنقدر به ماجرا فکر می کنم که کم کم به این نتیجه می رسم می شود آن را به شکل داستان نوشت.

+اگر نویسنده نبودید چه شغلی را انتخاب میکردید؟

-من به مباحث فلسفی عرفانی خیلی علاقمند هستم. رشته ی دانشگاهی ام هم فلسفه اسلامی بود، اگر نویسنده نمی شدم حتما آن را جدی تر دنبال می کردم.

+دلیل نادیده گرفته شدن کتاب های نویسندگان ایرانی در مقابل کتاب های ترجمه شده چیست ؟راه حل پیشنهادی شما برای بیشتر دیده شدن کتاب های نویسندگان ایرانی چیست؟

-به نظرم رسانه ها باید بیشتر به معرفی آثار ایرانی بپردازند. معرفی و بررسی این کارها می تواند موثر باشد. ضمن اینکه نویسنده ها نسبت به سایر هنرمندان همیشه مهجور تر هستند و باز هم وظیفه ی رسانه است که نویسندگان را معرفی کند.

+شما به عنوان یک نویسنده قطعا از نوشتن لذت میبرید ،چه چیز لذت بخشی در نوشتن دیده اید؟

-بله لذت می برم. نوشتن دنیایی پیش رویم می گذارد که می تواند توسن خیالم را رها کنم و آنچه ذهنم را درگیر کرده خلق کنم، حرف هایی بزنم که شاید نتوانم در دنیای واقعی آنها را به زبان بیاورم و شخصیت هایی بسازم که کارهای خاصی انجام می دهند. اصل ماجرا همین است؛ خلق.

وقتی داستانی خلق می شود و من خالق داستان می شوم، گویی یکی از صفات حضرت حق را در خودم پیاده می کنم. کمی شبیه خدا می شوم و لذتش در همین است. وقتی هم که داستان تمام می شود کناری می ایستم و به خودم تبارک می گویم.

+خاطره ای از دوران کودکی خود برایمان تعریف کنید؟

-در کودکی خیلی پیش می آمد اگر از شرایط مدرسه ناراضی بودم یک نامه برای مدیر یا معاون مدرسه بنویسم و یک جوری مخفیانه در اتاقش بیندازم. بعضی وقت ها هم اتفاقا نامه موثر واقع می شد و مشکلات حل می شد. فکر می کنم همان نامه ها بدون اینکه حواسم باشد مقدمه ی نویسنده شدنم بودند.

+آیا کاری در دست نوشتن دارید؟ موضوع و داستان کلی کار چیست؟

-در حال نوشتن داستان زندگی حضرت معصومه هستم برای گروه سنی نوجوان. امیدوارم کار خوبی بشود.

+ممنون از اینکه با ما صحبت کردید.

 

مصاحبه کننده: محمدرضا چهارسوقی

۱۱ تیرماه ۱۳۹۵

Share

درباره ی محمدرضا چهارسوقی

دانشجوی متالوژی، دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *