خانه / آرشیو / دوره اول (1394) / شماره چهارم (اسفند 1394) / ۱۰ دلیلی که افراد کتاب نمی خوانند و نحوه تغییر ذهنیات این افراد (بخش اول)

۱۰ دلیلی که افراد کتاب نمی خوانند و نحوه تغییر ذهنیات این افراد (بخش اول)

مشاهده متن دشوار و ترس از امتحان، چند دلیلی هستند که می توانند در کودکان ترس از مطالعه ایجاد نمایند. (لوان جانسون)

ما می دانیم که کودکان از بدو تولد از مطالعه بیزار نیستند. هنگامی که ما کتابی را به کودکان نو پا معرفی می کنیم، شاهد آنیم که چه احساسی به آنها دست می دهد. عاشق می شوند. به دنبال چیزی که علاقه دارند می روند و بارها و بارها از تصاویر تعریف و تمجید می نمایند.
پس چرا برای بسیاری از دانش آموزان ابتدایی و متوسطه مشکلاتی در مورد مطالعه رخ می دهد؟ چطور بچه های عاشق کتاب، به افرادی متنفر از کتاب تبدیل می شوند؟ به جای حدس و گمان، مستقیماً به سوی منبع بی میلی خوانندگان در دو دهه اخیر رفتم.
یک روز، در آغاز کلاس زبان انگلیسی، از دانش آموزان پرسیدم که « چند نفر از شما به مطالعه علاقه دارد؟» تعداد معدودی از دانش آموزان دستان خود را با تردید بالا بردند. سپس پرسیدم، «چه تعداد از شما از مطالعه نفرت دارد؟» به تندی دست های زیادی جنبیدند و با احساس منفی بالا رفتند. سپس، کل زمان کلاس صرف را بحث در مورد احساس مان در مورد کتاب و مطالعه نمودیم.
من سخت بر این موضوع کار کردم تا دانش آموزان را متقاعد نمایم که مطالعه یک مهارت است، یک استعداد طبیعی نیست که از بدو تولد با انسان باشد که به آنها قدرت خواندن دهد. من این امر را با بسکتبال قیاس می کنم، اکثر پسران به NBA امیدوار بودند.
من به آنها گفتم، «اگر هرگز وارد زمین ورزش نشده باشید، نمی توانید یک پرتاب آزاد را وارد حلقه کنید».
از آنجا که بر اساس احترام و اعتماد متقابل رابطه دوستانه محکمی بین ما ایجاد شده بود، با دانش آموزان به توافق رسیدیم که سعی کنیم تا بیشتر مطالعه نماییم. در ضمن، یک سری قوانین و انتظارات جدید در مورد مطالعه ایجاد نمودیم.
یکی از فعالیت های مقدماتی ما در هر دبیرستان جدید این بود که به بحث در مورد مطالعه بپردازیم. پس از آن، هنگامی که آغاز به تدریس خصوصی خوانندگان کوشای جوان می نمودم، این سوال را می پرسیدم: خواندن را چگونه یاد گرفتید؟ آیا هرگز از آن لذت بردید؟ چرا در حال حاضر از مطالعه بیزارید؟ به کرات پاسخ های یکسانی داده شد. در اینجا دلایلی که دانش آموزان در مورد علت بیزاری خود از مطالعه بیان نمودند و برخی از راه حل های ممکن، ارائه شده است.

دلیل ۱: مطالعه موجب می شود که دچار سردرد شوند یا چشم هایشان اذیت می شود.
این کار را انجام دهید: پژوهش های اخیر نشان می دهد که تقریباً نیمی از افرادی که توان یادگیری ندارند، حقیقتاً به نور حساسیت دارند. افراد مبتلا به حساسیت به نور مطالعه را امری دشوار می دانند و حتی گاهی که مطالب بر روی کاغذ حتی براق چاپ شده آن را امری رنج آور می دانند. لامپ فلورسنت یا سایر لامپ هایی که موجب تشعشع فراوان بر روی کاغذ می شوند، مطالعه را سخت تر می کنند. مطالعه مطالبی که با کنتراست بالا چاپ شده اند، نظیر حروف سیاه بروی کاغذ سفید، مطالعه را برای افرادی که به نور حساسیت دارند، بسیار دشوار می سازد. متاسفانه، چاپ با کنتراست بالا رایج ترین فرمت برای متون و مطالب درسی مدارس می باشد.
به طور کلی، اگر دانش آموزانی دارید که با هم مشارکت دارند، اما به محض اینکه از آنها می خواهید تا بطور مستقل به مطالعه به بپردازند شروع می کنند به جنب و جوش خوردن و پیچ و تاب زدن، گوش به زنگ باشید که اینها نشانه هایی بر ناخوشایند بودن مطالعه برای آنهاست. ممکن است با گوشه چشم نگاه کنند، اخم نمایند، چشمان خود را بمالند، سعی کنند بر روی کتاب خود سایه بیندازند، ممکن است کتاب را بسیار دور یا خیلی نزدیک به صورتشان نگه دارند، تند تند پلک بزنند یا هنگام مطالعه بارها از جای خود تکان بخورند.
اغلب مدارس، خوانندگان حساس به روشنایی را با افرادی که دارای اختلال دیسلکسیک (خوانش پریشی) هستند، اشتباه می گیرند (ممکن است این افراد دارای اختلال دیسلکسیک نباشند) و از استراتژی هایی کمک می گیرند که کارایی ندارند و مشکل حساسیت به نور و ناراحتی از مطالعه برای آنها باقی می ماند. (برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد دیدگاه های درمانی مشکلات خوانندگان به وبسایت covd.org مراجعه نمایید.)

دلیل ۲: آنها نمی توانند به اندازه همسالان خود سریع مطالعه نمایند (و از آنها عقب می افتند)
این کار را انجام دهید: به دانش آموزان اجازه دهید تا با سرعت خود بخوانند، حتی اگر آنها کند خوان هستند، اجازه ندهید تا همکلاسی های تندخوان جای آنها را پر کنند. در حین آنکه آنها با سرعت منحصر به خودشان می خوانند، خواندن را یاد می گیرند.
یکی از کلاس اولی ها که من با او کار می کردم، کایلا نام داشت، وی هرچیزی را به سرعت می خواند، در نتیجه هیچ چیز را پردازش نمی کرد. وقتی از او خواستم تا جمله ای را به آرامی بخواند، وی به من گفت که جمله چه معنایی داشت، و معنای درست آن را گفت. اما وقتی که به وی اجازه داده شد تا بدون توقف به خواندن ادامه دهد، و او شروع کرد به تند خواندن، بر روی کلمات تپق می زد و قادر نبود تا به سوالات ابتدایی در مورد آنچه که خوانده پاسخ دهد. از او پرسیدم، «چرا آنقدر سریع می خوانی؟». وی آهی کشید و گفت، «زیرا باید سریع بخوانم. این چیزی است که مدرسه از ما می خواهد».
من گفتم، « مهم نیست که مدرسه از تو انتظار دارد که مطالب را چقدر سریع بخوانی، من از تو می خواهم آرام و به شیوه ای که دوست داری مطالب را بخوانی. قول می دهم که یکی از همین روزها خواهی توانست مانند بقیه سریع بخوانی. شاید هم سریع از بقیه بخوانی»
کایلا کاملاً متقاعد نشد، اما قبول کرد تا به آرامی بخواند. و مادر وی قبول کرد که به کایلا اجازه دهد تا از کارهای روزمره در مزرعه خانوادگی شان صرف نظر نماید و بدین گونه زمان بیشتری صرف خواندن نماید. کایلا در کمتر از دو ماه، از نمرات پایین به نمرات A پیشرفت نمود.

دلیل ۳: آنها می ترسند که با صدای بلند بخوانند و دیگران به آنها بخندند.
این کار را انجام دهید: کاملاً داوطلبانه و با صدای بلند در کلاس تان بخوانید. به دانش آموزان اجازه دهید تا به صورت اختیاری یک به یک مطلبی را بخوانند و شما بدین گونه می توانید مهارت ها و میزان پیشرفت آنها را مورد ارزیابی قرار دهید. علاوه بر این، برای کاهش برخی از استرس ها، به دانش آموزان اجازه داده دهید تا مطلبی خارج از مطالب عمومی انتخاب نمایند، این امر می تواند موجب افزایش توجه، وقت شناسی و روحیه آنها در کلاس تان شود.
اجازه ندهید تا بچه های دیگر به آنهایی که در حال خواندن هستند بخندند و مراقب پوزخندهای موزیانه باشید. اگر از دانش آموزان خواستید که با صدای بلند در کلاس بخواندند، باید به خوانندگان این اطمینان را بدهید که هیچکس از تلاش آنها برای خواندن شرمسار نیست و آنها را تحقیر نمی کند. و اگر شما دانش آموزان خجالتی یا کمرویی دارید که هرگز داوطلب نمی شوند، به صورت جداگانه با آنها کار کنید تا برای خواندن با صدای بلند اعتماد به نفس پیدا کنند. (بعضی از بچه ها هرگز داوطلب نخواهند شد، اما این بدان معنا نیست که چیزی یاد نمی گیرند- حداقل ترس از خواندن را در دل آنها ایجاد نکنید)
برخی از معلمان، دانش آموزان خود را صدا می کنند تا با صدای بلند بخوانند، بدین وسیله آنها را در کلاس هشیار و بیدار نگه می دارند، اما شما می توانید داوطلبی را که در کنار دانش آموز خواب آلود یا خیال باف شما نشسته را صدا کنید. هنگامی که همکلاسی وی شروع به خواندن می کند، خیال باف بدون احساس خجالت یا خصومت نسبت به شما با کلاس هماهنگ می شود.

دلیل ۴: آنها انتظار دارند تا در مورد آنچه که می خوانند مورد آزمون قرار گیرند – و در آزمون مردود شوند
این کار را انجام دهید: می دانم، می دانم، آزمون به خصوص در دنیای امروز مسئله مهمی می باشد. بنابراین زمانی که لازم است، آزمون های استاندارد شده ای ارائه نمایید. اما اگر باید میان گرفتن آزمون از دانش آموزان یا ارائه فرصتی برای پاسخ صادقانه به خواندن، گزینه ای را انتخاب کنید، به دنبال پاسخ صادقانه بروید. هنگامی که دانش آموز شما مهارت های خواندن و اعتماد به نفس خود را به اندازه سایر خوانندگان بهبود بخشید، آن زمان می توان از وی آزمون گرفت.
سعی کنید هنگامیکه در کلاس هستید، چند چیز کوتاه را بخوانید. بعد از هر مطلب، اجازه دهید تا دیگران در مورد آن نظر بدهند. بپرسید: «در مورد طرز خواندن من چه نظری دارید؟» . تمام نظرات را با ارزش بدانید. اگر کسی نظر نداد، بگویید، «خوب، اجازه دهید برای چند لحظه از این مبحث رد شویم.» و بر روی فعالیت های بعدی بروید.
اجازه دهید دانش آموزان تان درک نمایند که خواندن یک کار مشکل، یک مسابقه یا یک آزمون نیست. این یک مهارت مادام العمر است که از آن برای کسب اطلاعات، یافتن دیدگاه های جدید و ارضای کنجکاوی ذهنی یا سرگرمی استفاده می کنیم. یکی از دانش آموزان اسبق من اشاره عاقلانه ای داشت، وی می گفت، « لازم نیست که شما در مورد جزییات هرچیزی که می خوانید به بحث بپردازید. بعضی از چیزها را فقط باید خواند. فقط همین».
من پیشنهاد نمی کنم که آزمون یا ارزیابی صورت نگیرد، صرفاً پیشنهاد می نمایم که این امر در قالب متفاوتی انجام شود. به عنوان مثال، هنگامی که مطلبی بصورت گروهی خوانده می شود، می توانیم دانش آموزان را حین خواندن نگه داریم و از آنها بخواهیم که پاسخ خود در مورد سوالی که در مورد تکلیف خواندن از آنها پرسیده شده را فوراً یادداشت نمایند – کدام کاراکتر دارای بیشترین صداقت است؟ دلیل کاری که وی انجام داده چیست؟ باید در این وضعیت چه کاری انجام دهید؟ – و اعتبار آنها مبتنی بر تفکر و تلاشی آنها در جهت پاسخ دادن می باشد و به «درست بودن پاسخ» ارتباطی ندارد.
وقتی که به روش کلاسیک از دانش آموزان آزمون می گیرید، از فرمتی مشابه آزمون های همیشگی استفاده نمی کنید. به جای اینکه از آنها بخواهید تا جواب صحیح را از گزینه ها انتخاب کنند یا از آنها پرسش و آزمون بگیرید، آنها را با سوالات انشائی کوتاه با پاسخ باز یا مجلات خواندنی مورد سنجش قرار دهید. از آنها بخواهید تا برای توصیف یک کاراکتر خاص سه صفت مناسب در نظر بگیرند و مثال هایی در مورد چیزهایی که آن کاراکترها بیان کرده اند یا در حمایت از صفات انتخابی آموزان ارائه نمایید. از آنها بخواهید تا نتیجه داستان را ارزیابی نمایند و توضیح دهد که چرا آنها را تایید یا رد می نمایند.

دلیل ۵: آنها بر این باورند که هر متن انتخاب شده برای خواندن باید به پایان برسد، مهم نیست که این امر چقدر طول کشد یا تا چه حد دشوار است .
این کار را انجام دهید: تا به حال شده که در نیمه راه کتابی را رها کنید، آن هم صرفا به این دلیل که برای شما به اندازه کافی قانع کننده نبوده است؟ بله؟ به همین دلیل است که پیشنهاد می نمایم تا به خوانندگان بی میل اجازه دهید تا زمانی که کتابی را دوست ندارند خواندن را متوقف نمایند و به سوی کتاب بعدی بروند. البته نه برای همیشه. این کار را تا زمانی انجام دهید که آنها به خوانندگان خوبی تبدیل شوند که خواندن برای آنها یک کار دشوار و ترسناک نباشد.
کودکان را وادار نکنید تا انتهای مطلب را بخوانند و آن را تمام کنند، زیرا این کار فراتر از سطح توانایی آنهاست و ارتباطی با از بین رفتن حس خواندن آنها ندارد. خوانندگان خوب از عهده هر چیزی بر می آیند، زیرا آنها می دانند که باید با رسیدن به دیدگاه جدید، کسب دانش جدید یا ورود به یک جهان کاملاً جدید پاداش دریافت نمایند. افرادی که در خواندن ضعف دارند، این پاداش را تجربه نمی کنند، برای همین به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که خواندن امری لذت بخش است.
ممکن است این امر برخلاف ذره ای از احساس معلمی باشد، اما من اصرار دارم تا آن را در نظر بگیرید: به دانش آموزان خود بگویید که از آنها انتظار دارید تا نصف هر مقاله، داستان یا رمانی را که به آنها می دهید، بخوانند. در نیمه راه، یک رای گیری کلاسی برگزار نمایید تا ببینید که آیا اکثریت دانش آموزان قصد دارند تا مطلب انتخابی را به اتمام برسانند یا خیر. اگر بیش از نیمی از دانش آموزان نظرشان مخالف باشد، از آنها بخواهید تا انتقاد مختصری در مورد آن بنویسند و سپس به سوی فعالیت بعدی بروید. یکی از دلایل موفق بودن این روش این است که به دانش آموزان این احساس را می دهد که حق انتخاب دارند. و زمانی که آنها می دانند که می توانند به توقف خواندن این داستان یا رمان رأی بدهند، با کمال تعجب، اغلب رای به ادامه خواندن می دهند!

ادامه مطلب در شماره بعد…
منبع:
این نوشته ترجمه بخشی از مطلبی با این عنوان است: ۱۰ Reasons Nonreaders Don’t Read — And How to Change Their Minds

مترجم: نازنین مؤمن زاده

Share

درباره ی نازنین مؤمن زاده

کتابدار کتابخانه عمومی اوحدی مراغه ای- مدرس مدعو دانشگاه پیام نور مراغه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *